گنج

بخش ۵ - در عبادت حضرت زهرا(س)

۲۹ بیت
صاحب بحرالمعارف شرح دادآنکه از حق تربتش پرنور باد
نیمشب شاهی ز بستر شد به پایرفت و خاتون را به بستر کرد جای
در میان خوابگاه او را نیافتجست او را و سراغ اصلا نیافت
سر کشید این خانه و آن خانه راتا مگر جوید نشان جانانه را
بر گرفت این پرده و آن پرده راتا مگر یابد اثر گم کرده را
در میان مطبخی با درد و جوشآمد آوازی ضعیف او را به گوش
دید در مطبخ یکی با حال زاردر مناجات است کای پروردگار
با محبتها که باشد با منتکاین دعا گردد قبول از این زنت
غافلان خسته را بیدار کنهمچون منشان طالب دیدار کن
شاه از آن پس کاستراق سمع کردشمس خود را جستجو با شمع کرد
بانوی خود را به مطبخ خانه دیدگنج خود را اندر آن ویرانه دید
دید آن تابنده چون بدرالدجیکرده در خاکستری گون جامه جا
گشته چون خورشید خاکسترنشینگنج سان گشته در آن ویران مکین
شاه گفت ای جان و ای جانان منشمع ایوان و گل بستان من
بازگو کاندر مناجات ای نگارباز می گفتی تو با پروردگار
که به حق آن محبت های توهم به آن لطف و شفقت های تو
چیست با تو لطف صحبت های اووان عنایتها که گفتی باز گو
گفت چبود ای شه عالی نسبزین محبت هر که در این نیمه شب
مر ترا خوابانده در بستر به نازداده فرصت مر مرا بهر نماز
آخر ای ایمان به غیب آوردگانعقل را در جیب پنهان کردگان
سر فرود آرید در شب ها به جیبتا به دست افتد شما را سر غیب
عارفی گوید که در شبهای تاربارها من پوست بفکندم چو مار
بار دیگر عارفی اهل نیازگفت این مطلب به سر با اهل راز
آنکه تا من نکته یی فهمیده امدر ریاضت بارها را دیده ام
یعنی آن وقتی که بود از شیخ و شابنفس مشغول و ظلام مست خواب
خانه با جاروب لا، می روفتمحلقه دل را به جد می کوفتم
تا بدارم بر طلسم «لا» شکستگنج «الا» را بیاوردم به دست
خواجه اندر خدمت صاحبدلیدارد آن پیری بزرگی کاملی
تا ترا از خواب بیداری دهدسر غیبت را پدیداری دهد