بخش ۲۴
در بیان اینکه طی وادی طریقت و قطع جادهی حقیقت را، همّتی مردانه در کارست که آن جامه مناسب براندام قابلیت هر کس و پای مجاهدهی هر نالایق را پایهی دسترس نیست لمؤلفه:
نه هر پرنده به پروانه میرسد در عشقکه بازماند اگر صد هزار پر دارد
و در اینجا بر کمال همت حضرت عباس و نهایت قابلیت آن زبدهی ناس، سلام اللّه علیه بر مشرب اهل عرفان گوید:
آن شنیدستم یکی ز اصحاب حالکرده روزی از در رحمت سؤال
کاندرین عهد از رفیقان طریقرهروان نعمت اللهی فریق
کس رسد در جذبه بر نور علیگفت اگر او ایستد بر جا، بلی
لاجرم آن قدوهی اهل نیازآن بمیدان محبت یکه تاز
آن قوی؛ پشت خدا بینان ازوو آن مشوش؛ حال بیدینان ازو
موسی توحید را، هارون عهداز مریدان، جمله کاملتر بجهد
طالبان، راه حق را بد دلیلرهنمای جمله، بر شاه جلیل
بد بعشاق حسینی؛ پیشروپاک خاطر آی و پاک اندیش رو
می گرفتی از شط توحید آبتشنگان را میرساندی با شتاب
عاشقان را بود آب کار ازورهروان را رونق بازار ازو
روز عاشورا بچشم پر ز خونمشک بر دوش آمد از شط چون برون
شد بسوی تشنه کامان رهسپرتیر باران بلا را شد سپر
بس فرو بارید بر، وی تیر تیزمشک شد بر حالت او اشک ریز
اشک چندان ریخت بر وی چشم مشکتا که چشم مشک، خالی شد ز اشک
تا قیامت تشنه کامان ثوابمیخورند از رشحهی آن مشک آب
بر زمین آب تعلق پاک ریختوز تعین بر سر آن، خاک ریخت
هستیش را دست از مستی فشاندجز حسین اندر میان چیزی نماند