بخش ۲۲
در ازدیاد وجد و اشتداد شوق بر مشرب اهل عرفان و ذوق و اشارت به مراتب عالیهی زبده و برگزیدهی ناس حضرت ابوالفضل العباس سلام اللّه علیه بر سبیل اجمال گوید:
باز لیلی زد به گیسو شانه راسلسله جنبان شد این دیوانه را
سنگ بر دارید ای فرزانگانای هجوم آرنده بر دیوانگان
از چه بر دیوانهتان، آهنگ نیستاو مهیا شد، شما را سنگ نیست
عقل را با عشق، تاب جنگ کو؟اندرین جا سنگ باید، سنگ کو؟
باز دل افراشت از مستی علمشد سپهدار علم، جف القلم
گشته با شور حسینی، نغمه گرکسوت عباسیان کرده به بر
جانب اصحاب، تازان با خروشمشکی از آب حقیقت پر، به دوش
کرده از شط یقین، آن مشک پرمست و عطشان همچو آب آورشتر
تشنهی آبش، حریفان سر بسرخود ز مجموع حریفان، تشنهتر
چرخ زاستسقای آبش در طپشبرده او بر چرخ بانگ العطش
ای ز شط سوی محیط آورده آبآب خود را ریختی، واپس شتاب
آب آری سوی بحر موج خیز!بیش ازین آبت مریز آبت بریز