گنج

غزل شمارهٔ ۹۴

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اده۷ بیت
ای عاشقان رویت بر مهر دل نهادهزنجیریان مویت سرها به باد داده
جان را به کوی جانان چشم خوشت کشیدهوز بند غصه دل را ابروی تو گشاده
با عشق جان ما را سوزیست در گرفتهبا اشگ چشم ما را کاریست اوفتاده
تا چشم نیم مستت وسمه نهد بر ابروچون دل خلاص یابد زان زلف وانهاده
از وصف آن زنخدان من ساده‌دل چه گویمیارب چه لطف دارد آن نازنین ساده
ما را ز ننگ هستی جز می نمی‌رهاندصوفی مباش منکر کز باده نیست باده
بخت عبید و وصلت، این دولتم نباشددر خواب اگر خیالت بینم زهی سعاده