گنج

غزل شمارهٔ ۹۲

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: وشان۷ بیت
منگر به حدیث خرقه‌پوشانآن سخت‌دلانِ سست‌کوشان
آویخته سُبحه‌شان به گردنهمچون جرس از درازگوشان
از دور چو کُشتگان ببینیاز راه بگرد و رو بپوشان
از بند ریا و زرق برخیزبا ساده‌ نشین و باده‌نوشان
مفروش به ملک هر دو عالمخاک سر کوی میْ‌فروشان
در باغ چه خوش بود سحرگاهما سرخوش و بلبلان خروشان
مطرب غزل عبید برخواندل برده ز دستِ تیزهوشان