گنج

غزل شمارهٔ ۷۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهنوز۷ بیت
با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوزآخر نشد میانهٔ ما ماجری هنوز
ما خستگان در آتش شوقش بسوختیموان شوخ دیده سیر نگشت از جفا هنوز
بعد از هزار درد که بر جان ما نهادرحمت نکرد بر دل مسکین ما هنوز
از کوی دوست بیخود و سرگشته میرویمدل خسته بازمانده و چشم از قفا هنوز
بوسیست خونبهای من و لعل او مراصد بار کشت و می‌ندهد خونبها هنوز
دل در شکنج طرهٔ پر پیچ و تاب اومانده است در کشاکش دام بلا هنوز
مسکین عبید در غم عشقش ز جان و دلبیگانه گشت و یار نشد آشنا هنوز