گنج

غزل شمارهٔ ۶۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انامد۵ بیت
یار پیمان شکنم با سر پیمان آمددل پر درد مرا نوبت درمان آمد
این چه ماهیست که کاشانهٔ ما روشن کردوین چه شمعیست که بازم به شبستان آمد
بخت باز آمد و طالع در دولت بگشادمدعی رفت و مرا کار به سامان آمد
می بیارید که ایام طرب روی نمودگل بریزید که آن سرو خرامان آمد
از سر لطف ببخشود بر احوال عبیدمگرش رحم بدین دیدهٔ گریان آمد