غزل شمارهٔ ۵۷
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: لدارد۷ بیت
خرم آن کس که غم عشق تو در دل داردوز همه ملک جهان مهر تو حاصل دارد
جور و بیداد و جفا کردن و عاشق کشتنزیبد آنرا که چنین شکل و شمایل دارد
عاشق دلشده را پند خردمند چه سودرند دیوانه کجا گوش به عاقل دارد
مبتلائیست که امید خلاصش نبودهرکه بر پای دل از عشق سلاسل دارد
تا دم بازپسین غرقهٔ دریای غمشمدعی باشد اگر چشم به ساحل دارد
هرکه خواهد که کند از تو مرادی حاصلحاصل آنست که اندیشهٔ باطل دارد
میکشد ساعد سیمین تو ما را و عبیدمیل بوسیدن سرپنجهٔ قاتل دارد