گنج

غزل شمارهٔ ۴۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایتنمیکند۷ بیت
مردیم و یار هیچ عنایت نمی‌کندواحسرتا که بخت عنایت نمی‌کند
در پیش چشم او لب او می‌کُشد مراوان شوخ‌چشم بین که حمایت نمی‌کند
چندان که عجز حال بر او عرضه می‌کنمدر وی به هیچ نوع سرایت نمی‌کند
پیش کسی ز شکر و شکایت چه دم زنمکه‌اندیشه‌ای ز شکر و شکایت نمی‌کند
در حق بندگان نظر لطف گاه‌گاههم می‌کند ولیک به غایت نمی‌کند
تا گفته‌ام دهان تو هیچست از آن زمانبا ما ز خشم هیچ حکایت نمی‌کند
بلبل‌صفت عبید به هرجا که می‌رسدغیر از حدیث عشق روایت نمی‌کند