قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت مراجعت شیخ ابواسحاق به شیراز
رسید رایت منصور شاه بندهنوازبه خرَّمی و سعادت به خطّهٔ شیراز
جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاقخدایگان مخالفکش موافقساز
شمار جوش سپاهش ستاره را مانندمسیر قُبّهٔ چترش سپهر را دمساز
گشاده دولت او کشوری به یک حرکتگرفته باز شکوهش جهان به یک پرواز
یقین که صبح ز ایّام دولت او راهنوز صبح سعادت نمیکند آغاز؟
کجاست حاسد بدبخت گو ببین و بسوزکجاست بندهٔ مخلص بگو بیا و بناز
به کامرانی چندانش زندگانی بادکه حصر آن نکند کس به عمرهای دراز