شمارهٔ ۵۰ ۲ بیت به خواب آن طره ی زلف معنبر بود در دستمچو سر برداشتم دامان محشر بود در دستم شبی در خواب دیدم غنچه ی لب های می گونشچو نرگس تا گشودم چشم ساغر بود در دستم