شمارهٔ ۲۰۳
دشمنی با دل بیکینه نمیباید کردزنگ را چهره به آیینه نمیباید کرد
تا تواند گل خندان محبت گردیدغنچهٔ دل گره کینه نمیباید کرد
پیش شمشیر قضا سینه سپر باید ساختدست خود را سپر سینه نمیباید کرد
سادهلوحان ترا یار به دل نزدیک استمحو نقش غمت از سینه نمیباید کرد
دور خط است ره و رسم دگر پیدا کنتکیه بر عادت پیشینه نمیباید کرد
التفات تو به هر خیرهنگاهی غلط استجلوه را عرض به آیینه نمیباید کرد
نورس از صائبم این نکته حضورافزا شدغیبت مردم پیشینه نمیباید کرد