گنج

شمارهٔ ۷۵

۱۶ بیت
جای جانان در حریم جان ماستجان ما در حضرت جانان ماست
سحر چشمش فتنه دور زمانکفر زلفش آفت ایمان ماست
دردمندانیم و دردی می خوریمکان دوای درد بیدرمان ماست
این جهان و آنجهان از تحت و فوقموجی از دریای بی پایان ماست
چون براق معرفت را زین کنیمدر فضای لامکان جولان ماست
چون بمیدان حقیقت رونهیمگوی و چوگان در خم چوگان ماست
در دو عالم بهر ما ایجاد شدنص لولاک اندر آن برهان ماست
گر جمال نحن اقرب بنگریروح اعظم در حقیقت جان ماست
نحن نرزق را چو ما مهمان شویممهر گردون گرده در خوان ماست
ما بهر دل چونکه پنهان آمدیمکنت کنزا آیتی درشأن ماست
گر سوی جنات تجری بگذرینهر جاری دیده گریان ماست
با بهشت عدن ما را کار نیستکوی جانان روضه رضوان ماست
گرترا سودای ما در سر بودبر سر بازار جان دکان ماست
پادشاه هفت کشور را نگرکان گدای کوی درویشان ماست
نفس اماره که دیو سرکش استسرنهاده بر خط فرمان ماست
ماچه با نور علی گشتیم یارعرش و کرسی پایه ایوان ماست