شمارهٔ ۲۰۰
چند یاد تو جفا کیش کنمسینه از داغ غمت ریش کنم
راز دل چند ز ناکامی خویشبی تو با جان غم اندیش کنم
آشنای ره عشق نو نیمگرنه بیگانگی از خویش کنم
یکسر موی نگنجد چو حجابدر رهت ترک سر خویش کنم
با من از بیش و کم ای یار مگویگر بدل فکر کم و بیش کنم
نقد شاهی دو کون از کم و بیشصرف در خدمت درویش کنم
طلب معرفه الله مدامهمچو نورعلی از خویش کنم