گنج

شمارهٔ ۱۹۲

۷ بیت
ای جلالت گشته مرآت جمالوی جمال تو عیان اندر جلال
آفتابی چون جمالت لم یزلخود نتابید از سپهر لایزال
زآتش شمع دل افروز رختسوخته پروانه سانم پر و بال
در ثنای شکرستان لبتطوطی طبعم شده شیرین مقال
ساکنان کوی عشقت را بس استکثرت و وحدت برویت خط و خال
ساقیم مست است و میریزد بجامعاشقانرا می ز مینای وصال
از دل و جان کیست جز نور علیمحترم اندر حریم ذوالجلال