گنج

شمارهٔ ۱۶۷

۷ بیت
زچشم سیاهی نگاهی مرا بسنگاهی ز چشم سیاهی مرا بس
چراغ مه ار شعله ور نیست امشبدراین انجمن شمع آهی مرا بس
دراین قصر فیروزه مهر گسترفروغی ز رخسار ماهی مرا بس
ز خاک کف پایت ای شاه خوبانبسر تاج شاهی کلاهی مرا بس
ز کفر سر زلف غارت گر توبتاراج ایمان سپاهی مرا بس
ندارم طمع حشمت و جاه شاهاز دربار لطفت پناهی مرا بس
چه نور علی آن شه ملک و معنیبمسند که شد فقر شاهی مرا بس