گنج

بخش ۷ - پیغام دوم شب برای روز

باز شب داد روز را پیغامکه: «چنین بر مکش به چرخ اَعلام
من جهاندار بودم از اولنه تو نه مه نه مشتری نه زحل
کدخدای جهان به حکم خدایمنم و من به عقل روشن‌رای
قله این بلند طارم رایعنی این قلعه چهارم را
دیدبانی مقیم می‌بایستچشم داری عظیم می‌بایست
بهر آن بر گماشتند تراتا به اکنون بداشتند ترا
گر سخن در معاملت باشددیده‌بان را چه منزلت باشد؟
همچو عیسی بمانده در راهیچون کنی دعوی شهنشاهی؟
ماورای تو چند حکام‌اندکز تو برترنشین این بام‌اند
همه بر تو محیط و مافوق‌اندهمه با تخت و افسر و طوق‌اند
نیست بالای من کسی دیگرمنم و مملکت ز من یکسر»