بخش ۲۳ - پایان سخن
از مقالت ملالت افزایدقصه گر مختصر کنم شاید
یک دو بیت ار بود پسنده شاهبس بود قصه می کنم کوتاه
نوبهاری به ماه نیسانینظم کردم جمادی الثانی
جشن نوروز بر مبارک فالتسع و تسعین و ستمایه ز سال
ساختم از پی دل افروزیتحفه ای حالیا به نوروزی
کرده ام همچو چشمه حیوانآب روشن ز خاک تیره روان
آب و خاکش به عشق بسرشتهبیت بیتش به رمز بنوشته
بیتها جمله پانصد و پنجاهچون بروج فلک پر انجم و ماه
نظر رأفت شهنشاهیآنک دارد ز غیب آگاهی
دارم امید آنکه بپذیردلطف خود دستیار من گیرد
دولت شاه باد پایندهتیغش از خصم سر رباینده
دایم از تخت و بخت برخورداردوستان شاد و دشمنان بردار
سدّ عمرش چو قاف مستحکمروز و شب سال و مه خوش و خرم
ختم شد بر دعای دولت شاهوالسلام على رسول الله