گنج

بخش ۱۸ - ملول شدن روز و آخرین پاسخ او به شب

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۵ بیت
روز را دل ز شب ملال گرفتترک بیهوده قیل و قال گرفت
بر همین فصل اختصار نموددست بردی به اعتبار نمود
داد شب را ز روی طعنه جوابکه: «ز جام غرور مست خراب
کیست روشن کننده ظلمت؟کیست صیقل دهنده عصمت؟
منم اینک به حجت روشنگو ببینند یا تویی یا من
کعبه بر سیر من کنند قیاسبه من است احتیاج قبله‌شناس
حکم شش روز کون مشهور استدر کلام مجید مسطور است
روز محشر به شب نه معروف استکه قیامت به روز موصوف است
همه خود روز روز می‌شمرندطالع سعد و نحس می‌نگرند
مشرق و مغرب و جنوب و شمالمن گشایم به تیغ‌ِ دشمن‌مال
شهره باشد به هر زبان ناممنه چو تو ظالم و سیه‌کامم
گاه مهرم گه آفتاب سرورگاه خورشید گاه چشمهٔ نور
منم القصّه نیر اعظممردم چشم روشن عالم
همه بگذار‌، از که کم باشم‌؟شاہ شمس است من لقب تاشم»
این بگفت و در سخن دربستدفع برخاست چون سخن بنشست