گنج

شمارهٔ ۴۸۱

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: رباشد۱۱ بیت
زان پیش که یارم را آهنگِ سفر باشدخوش باشد اگر وصلی یک بارِ دگر باشد
در پایِ وی افتادن گر جان طلبد دادندر معرضِ جان بازان جان را چه خطر باشد
بی دوست به سر بردن دشوارتر از مردندل میل به جان دارد تن زنده به سر باشد
من دوست کسی دارم ای دوست که بر سَروشهم مشتری و زهره هم شمس و قمر باشد
گر هیچ شود روزی سر در سرِ آن کارمهر دم عَلَم بِختم افراخته تر باشد
باری بتوان گفتن کز عشقِ که کشتندمبر من ظفرِ دشمن می شاید اگر باشد
بر صورتِ حالِ خود دل شیفته می باشمنه هم چو خطا بینان میلم به صور باشد
از ترس رقیبان را نفرین نکنم هرگزدانی که چرا؟ از بد بسیار بتر باشد
آن جا که خیالِ او بنمود جمالِ اونه گوش و خبر ماند نه چشم و بصر باشد
روزی که ببخشاید و ز پرده برون آیدمشنو که نزاری را پروایِ نظر باشد
جایی که کند لیلی در پردۀ دل میلیبر هم زدۀ مجنون را از خود چه خبر باشد