گنج

شمارهٔ ۳۸۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: وح۷ بیت
ترا که صحبت اهل دلی نکرده فتوحبقای خضر چه دانی چه بود و کشتی نوح
شود چو چشمه خورشید نور بخش دلتگرت ز جام صفا می دهند وقت صبوح
چو راح در سرت افتد به راه عقل مروکه راح آفت عقل آمده ست و راحت روح
خوش است مستی و رندی بیا و می در دهکه ما ز زهد و ورع توبه کرده ایم نصوح
رعایت دل عشّاق کن که وقت نیازجهان خراب کند گوشه دل مجروح
مرا به شرح مگو کین بهشت و آن دوزخکه مرد اهل ز دیوانه نشنوند مشروح
لطیفه های نزاری نگر زخمریّاتچه می کنی زمقامات مادح و ممدوح