گنج

شمارهٔ ۳۲۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارینیست۷ بیت
رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیستجز به دل سوزی و دل جویی و دل داری نیست
چه کنم با دل شوریده که از بدو وجودمست جامی ست که امّید به هشیاری نیست
چون تبرّا و تولّا به مشعبد گهِ عشقبازیی نیست که از حقّه برون آری نیست
چاره تسلیم و رضا بیش مگو از من و ماهیچ تدبیر دگر تا که بنسپاری نیست
ما به جان حاضر وقتیم و به دل ناظر دوستسیر عاشق به گرانی و سبک باری نیست
آب و غربال بود دعوی بی معنی و هیچخاک بر یاری یاری که همه یاری نیست
از نزاری تو به زاری نکنی بیزاریشرط آزار بر آن است که بیزاری نیست