شمارهٔ ۲۰۳
ای دل بدان که درد دل تو دوای تستبی درد دل مباش هم او مقتدای تست
دنیا نه جای تست مکان تو دیگر استگرچه ز ابتدای مراتب سرای تست
مقصود ز آفرینش کونین و عالمینگر بشنوی ز داعی مخلص برای تست
زین تنگنا بدر شو و حالی قرار گیربر تخت گاه سدره که آرام جای تست
بنشین به چار بالش سرمد به کام دلگر زان که بر وساده ی حق متکای تست
این جا هوای هاویه بیرون کنی ز سرآن جا هوای سدره نشینان هوای تست
الا هوای نفس چه می دید جم ز جاماینک سفال ساغر گیتی نمای تست
ساکن مباش می رو و ایمن مباش نیزبر ره هزار غول ز چون و چرای تست
تا زین همه عذاب و خطر وارهی به طبعتسلیم کن به آن که به حق ماورای تست
آخر چرا متابعت دیو می کنیدیو ای فرشته زاده نگویی کهای تست
تو پس رو اموری و او سخره ی غرورابلیس ناسزا به چه حجت سزای تست
هرگز به منتهای کمالات کی رسیتا هم ورای ناقص تو پیشوای تست
بنگر به دست کار نزاری که چون بساختاین داری مفید که شافی دوای تست
اخلاط حکمت است که ترکیب می کندحبی محققانه که محض شفای تست
با کافران غزا چه کنی آری از نخستدفع هوای نفس تو حد غزای تست