گنج

شمارهٔ ۱۵۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ماست۹ بیت
خوی ترکان همه مایل به جفا و ستم استآزمودیم بسی، ترک وفادار کم است
این بلایی ست نه ترکی ست به دنباله ی چشمدل ز ما برد و گر جان بجهد مغتنم است
پیش او هم چو منی را چه محل باشد و قدرخاصه ترکی که چنین معتبر و محتشم است
همچو من صد بکشد طره ی ترکم روزیآخر آن سرزده زنگی بچگان را چه غم است
گر کند مملکت حسن مسلم چه عجبترک را دست ظفر بر عرب و بر عجم است
گر رخ ترک پری چهره موذن بیندنیمه شب بانگ برآرد که مگر صبحدم است
گر چه هم صحبت عفریت غریب است پرینسبت ترک و رقیبش به وجود و عدم است
ترک را عادت و خو غارت و قتل است ای یارهر که با ترک رود ترک سر اول قدم است
راه پیمای نزاری اگرت حج بایدگل ستان حرم و خار مغیلان به هم است