گنج

شمارهٔ ۱۲۸۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ی۱۳ بیت
آوازه درافتاد که باز آمدم از میبهتان صریح است من و توبه کجا کی
بیهوده مرا پند دهد واعظ مشفقاو وعظ کند آری و من نشنوم از وی
بر من نتوان بست به مسمسار ملامتسندان نصیحت چه حدیث است چه هی هی
هر کو نبود کشته به شمشیر محبتهرگز به قیامت نه همانا که شود حی
مجنون ز حی کرده برون را چه تفاوتلیلیش درون رگ جان است نه در حی
در سوخته گیرد نه در افسرده دم عشقبی هوده بود روح شمال از نفس دی
در مذهب ما زنده دلان باده پرستندآن جا که همه اوست نه شی است و نه لا شی
ماییم و می و مظلمه ی عشق به گردنگو حور مده ساغر و طوبی مفکن فی
ای یار بیا وین حجب از پیش براندازما را بده از کوثر وحدت قدحی می
اسباب طرب جمع کن و بزم بیارایاطباق سماوات چه گسترده و چه طی
رخسار ترا با ورق گل چه تناسبآن کرده ز شبنم عرق و این ز حیا خوی
آن در قدح ماست که می جست سکندرهر کس به سر گنج گدایان نبرد پی
در عهد تو شک نیست که تا حشر بماندبر ران سخن های نزاری اثر کی