گنج

شمارهٔ ۱۲۶۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: نباشی۹ بیت
گر به فرمانِ من سوخته خرمن باشیمن غلام تو و تو خواجگی من باشی
هیچ نقصان نکند مملکت حسنِ تراکه کم آزار و نکو خلق و فروتن باشی
حاصل از کشتنِ من چیست همین هیچ دگرخون بی‌داد گری کرده به گردن باشی
دشمن جان منی پس منِ مسکین چه کنمدوست چون دارمش آن را که تو دشمن باشی
بی وفایی و جفا کاری و بی‌داد گریخود تو پیوسته بدین کار معیّن باشی
حسنت از حد و نهایت بگذشت احسان کنتا به اخلاق پسندیده مزیّن باشی
نفس سوختگان در دلِ سخت تو رسدهم به دم نرم شوی گر همه آهن باشی
عقل شوریده رَوَد تا تو برین شیوه رویشهر پر فتنه بود تا تو در این فن باشی
کی بماند مگر از شعرِ نزاری بیتیگر تو در شهر چنین خانه برافکن باشی