گنج

شمارهٔ ۱۱۴۹

تا در جهان پدید بود سرو قامتیما را ز عاشقی نبود استقامتی
مستیم تا به روزِ قیامت ز جام عشقبل گر بود ز بعد ِ قیامت قیامتی
هم دوستان دهند به شفقت نصیحتمهم دشمنان کنند به رغبت ملامتی
دی شحنه گفت رو به سلامت فرو نشینتا بر نخیزد از تو به هر سو علامتی
گفتم که مردِ عاشق ازین پند فارغ استکاندر بلایِ عشق نباشد سلامتی
گفتا غرامتت بستانم که عاشقیگفتم نه صعب تر ز جدایی غرامتی
آن ها که از مجاهده ی عشق واقف اندبهزین کنند در حق ِ عاشق کرامتی
فریاد کز ندیمی ِ نامحرمان ِ عشقهر لحظه می‌رسد به نزاری ندامتی