گنج

شمارهٔ ۱۱۴۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ستی۸ بیت
نگارا یاد می‌داری که با ما عهد پیوستیچرا پیوند ببریدی چرا سوگند بشکستی
چو ما را ملک دل کردی و ملک جان زدی بر همقبای عهد بگشادی کمر برخون ما بستی
چنان یک‌باره ببریدی و ترک دوستی کردیکه مکتوبات یاران را جوابی باز نفرستی
قیامت می‌کند حسنت تعالی الله زهی فتنهفغان برخاست از مردم به هر محفل که بنشستی
قبول دوستی کردی وداع وایه‌ی خود کنکه ممکن نیست جان بردن ازین دعوی که پیوستی
به پای خم نشستی سر بنه گردن مکش یاراکه پیل مست را با او خطا باشد زبردستی
هنوز افسرده پندارد که خواهد مست شد وقتیاگر نقدی به دست آری ازین پس نسیه نپرستی
کسی از من نمی‌گوید به هشیاران که ای خاماننزاری از الست آورد با خود این همه مستی