شمارهٔ ۱۱۳۷
ز ما برشکستی و از ما بجستیبر آنی که از زحمتِ ما برستی
دلِ ما ببردی سرِ ما نداریدرست است اگر ماجرا برشکستی
خیال تو از چشم ما نیست غایببلی شیوه ی ما بود بتپرستی
ترا تا بدیدم به تو بگرویدمدل از ما ببردی و در جان نشستی
ملامت مکن بر نزاریِ مسکیناگر پیش با خود نیاید ز مستی