گنج

شمارهٔ ۱۱۳۵

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اتی۱۳ بیت
ما را ز دهانِ تو نباتییعنی که به بوسه‌ ای براتی
شکرانه ی روزگارِ خود رااز گوشه ی لب بده زکاتی
شیرین‌تر و نغزتر نباشددر مصر ازین شکر نباتی
در چشمه ی آفتاب نبودچون لعل تو چشمه ی حیاتی
بنشین برِ ما دمی که برخاستاز چشمه ی چشم ما فراتی
بر وعده ی انتظار وصلتتا صبر کنیم کو ثباتی
ای یار به چشمِ پاک‌بازاناز جانب ما کن التفاتی
این عشق نه بر لب و دهانستبه زین بشنو زمن صفاتی
مستغرقِ عشق چیست دانیذاتی شده متحد به ذاتی
خودبینی و آرزو پرستیرهیابی و پروریده لاتی
بشتاب نزاریا در آن کوشکز خویشتنت بود نجاتی
زین نجد به وجد بر سر آییمغرور مشو به مسکراتی
تا زنده شوی بمیر بی‌مرگخود بر همه واجب است ماتی