بخش ۶ - پیری بطلب - در تسلیم
یکی پیر رهبر طلب ای جوانکه راه از پسش پیش بردن توان
بدو ده زمام و برون شو ز خودنداری دگر کار با نیک و بد
به تسلیم او چون مسلم شوینمودار سرّ دو عالم شوی
مشو پس رو غولِ وهم و خیالبه افسون خربط مرو در جوال
محقّق دگرگونه دارد سخنمعّول مکن بر مزلزل ، مکن
مکن اقتدا جز به مرد خداقیاس تو غول است نه مقتدا
به حق بازیابی مُحق را نخستدگر باره حق از مُحق شد درست
کسی مقتدا در امامت نکوستکه نور خدا در دل پاک اوست
بدان نور یابی خلاص از ظلامتتبع بدان نور کن و السلام