گنج

بخش ۴۵ - خطاب به شاهنشاه و نصرت

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۵ بیت
الا ای جگر گوشگانِ پدربخوانید این پندِ من سر به سر
به گوشِ خرد راز من بشنویدبه ابیاتِ تعلیم من بگروید
هنر باید آموخت از در به درکم از کم بود مردم بی هنر
سرایی ست بی در، سری بی کلاهدرختی ست بی بر، چهی بی میاه
ملک زادة بی هنر دون بودوگر از نژادِ فریدون بود
که سگ را که هست از هنر دستگاهبود بر نسیج و نسخ پادشاه
سر هر هنر چیست ای جانِ بابنگه داشتن حدِّ خود در شراب
اگر صد هنر داری و بدخوریدریغا که آبِ هنر می بری
درونش فرشته ست و بیرون بلیسکه علمش شریف است و نفسش خسیس
چو نفس خسیسش درآید به کارهمه علم و فضلش شود تار و مار
هنر عیب گردد شود فخر عاراگر بدخوری می نکو پاس دار
شراب گران و تنک حوصلهرهت بر صراط است و پای آبله
اگر هوشمندی ره حق بسیچز تعلیم و تنبیه گردن مپیچ
توان کرد اگر در دل افتد هراسز بدمست و بد خفت و بد خوقیاس
ز مست امتحان کن نه از هوشیارز دیوانه باید گرفت اعتبار