بخش ۳۱ - حفظ اعتدال
کسی را که می دم به دم می خوردنماند ازاو هیچ تا بنگرد
گرادمان کنی باده بریک قرارهمه ساله ایمن شوی از خُمار
به شرطی که در نگذری ز اعتدالوگرنه نیارد مزاج احتمال
مکن گرچه غالب تو باشی مریبرون شو اگر عاقلی از عِری
گرو هم نبندی که مرد خردنبندد گرو نیز اگر میبرد
چو مجلس گران گردد و کلّه پُرمقام ستیز و مری نیست مُر
چه ناچاره میبایدت کرد ایستاگر بر رگی میزنی عیب نیست
غنیمت شمر گر چو حیلت گرانز خود بگذرانی شرابی گران
اگر بر توان بست چالاکی استکه نا التفاتی ز ناباکی است