گنج

بخش ۲۴ - در جستن یار هم‌جنس

نشاید بر اسرار کردن ستیزچو در مانی از چاره کردن گریز
اگر محرمِ راز داری نکوستهمه رونق و عیش و عشرت ازوست
چه خوش روزگاری‌ست با هم‌نفسحرام است بی‌یارِ هم‌دم، نفس
اگر صد حریفت بود هم‌نشینیکی رازدارت بباید امین
زده امتحانش چو زر بر محکشده پاک از آلایشِ شرک و شک
ولیکن که دارد؟ کجا کو کراست‌؟اشارت به عنقا همین است راست
دو نوبت زن ار یافتنی یک دلینباشد چو تو در جهان مقبلی
به یاری توان کارها پیش بردقدم جز به یاری نباید سپرد
چو در خود نمی‌یابی این ماجراتوقّع کنی از دگر کس چرا
اگر ترک اسرار خود گفته‌ایز دانا نصیحت پذیرفته‌ای