قطعات
شمارهٔ ۱ - خون تو در گردن ماستدوش میگفت کسی گفت فلان خواجه مراشمارهٔ ۲بحریست بی کنار دل از عشق و هر زمانشمارهٔ ۳بردیم بکوی تو پناه از ستم چرخشمارهٔ ۴ای که گفتی وادی عشقش به سر پیمودهامشمارهٔ ۵پاداش تلخها که از آن لب شنیده امشمارهٔ ۶گفتم چو دیده دید چسان منع دل کنمشمارهٔ ۷طبیب از درد میپرسد من از درمان درد اماشمارهٔ ۸تاجان دهم زرشک بمن سر گران شدیشمارهٔ ۹در هر دو جهان جز در میخانه ندیدیمشمارهٔ ۱۰زهی رفیع جنابی که درگه عالیتشمارهٔ ۱۱چارهٔ بیداد خوبان یک تغافل بیش نیستشمارهٔ ۱۲در وصلم و به هجر برم رشک غیر راشمارهٔ ۱۳درون خانه جز بیرون در نیستشمارهٔ ۱۴عمری دوای در دل خویش جستمیشمارهٔ ۱۵میگفت بقاصد این جواب استشمارهٔ ۱۶از بیم او نگه نکنی سوی من خوش آنشمارهٔ ۱۷اگرچه مردنم از رشک دشمن آسان شدشمارهٔ ۱۸ندانی بر چه مینوشم ندانی از چه میپوشمشمارهٔ ۱۹حسرت شودم فزون چه حاصلشمارهٔ ۲۰گوش بر حلقه ی زهاد ندارم تا هستشمارهٔ ۲۱گرفتم اینکه بدان لب نباشدم سخنیشمارهٔ ۲۲اگرچه در به رویم از ستم ای پاسبان بستیشمارهٔ ۲۳ - برخاستی و کناره کردیپای دل خسته بستی آنگاهشمارهٔ ۲۴با تو هوس گلزار حیف است که در آن رخسارشمارهٔ ۲۵باشد بدل شکایت اگر از غمی ترا