گنج

شمارهٔ ۸۷

سلسله ای ساخته کاین جعد موستوقت دلی خوش که گرفتار اوست
ابرو و مژگانش چو ترکان شوختیغکش و تیز زن و فتنه جوست
دلبر بزم است و دلاویز رزمسرکش و پرخاشگر و تند خوست
عشق منش بر سر مهر آوردنرم کند آتش اگر سنگ و روست
حاجت مطرب نبود تا بزمشاهد شیرین سخن بذله گوست
پای بگل ماند براهش نشاطوقت سری خوش که بر آن خاک کوست