گنج

شمارهٔ ۸۱

حاجت به عرض حاجت و اظهار حال نیستآنجا که جود اوست مجال سؤال نیست
از پیشگاه عشق مثالی رسیده استجستم ز عقل چاره به جز امتثال نیست
دل داده‌ایم و سر به کمندت نهاده‌ایمسر را مجال از تو و دل را ملال نیست
سرتاسر جهان همه دشمن اگر بودما را به غیر دوست کسی در خیال نیست
با زلف و خال عاریتی دل همی‌برددنیا عجوزه‌ای‌ست که او را جمال نیست
این یار پنج‌روزه غم آرد نشاط اودل با کسی سپار که او را زوال نیست