گنج

شمارهٔ ۴۶

قافیه: اهنیست۹ بیت
فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیستجز صحن باغ در خور اورنگ شاه نیست
نرگس گواه من که نباشد ببوستانچشمی که در قدوم شهنشه براه نیست
ترکان شاه گرچه دلیرند و فتنه جودل در امان زفتنه ی چشمی سیاه نیست
حاضر ستاده آن صف مژگان تیز زنحاجت بعرض لشکر و سان سپاه نیست
این چند روزه مهلت گلبن غنیمت استفرداست در چمن اثری از گیاه نیست
جنس غمت بنقد دو عالم خریده ایمما را در این معامله جز دل گواه نیست
جز شکل جام و طلعت ساقی ندیده ایمدرما اثر ز گردش خورشید و ماه نیست
هر کس بقدر خویش امیدش بطاعت استما را بغیر رحمت خالق پناه نیست
تا با خودی چه لاف ز طاعت زنی نشاطجرم این وجود تست که جزوی گناه نیست