گنج

شمارهٔ ۲۴۲

قافیه: ارمداشتی۵ بیت
در اول جذب عشق از جانب جانانه بایستیوگرنه سوز شمع از آتش پروانه بایستی
خرد را لاف و تا با دل نبودی آشنا عشقشندانستی که جا دیوانه را ویرانه بایستی
سزای هر که چیزی بود بگذر زاهد از رندانو گرنه مسجد و معبد خم وخمخانه بایستی
نمیدانم چه افسون کردی ای زاهد چرا دادمبه پیمان تو دستی را که بر پیمانه بایستی
نشاط از آشنایان بی‌سبب بیگانگی کردیبه ما گر آشنا بودی ز خود بیگانه بایستی