شمارهٔ ۲۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یردوست۶ بیت
حلقهای خواهم به گوش ای عشق از زنجیر دوستافسری آنگه به سر از گوهر شمشیر دوست
زلف خود پرتاب میسازد که میترسد مگربرنتابد با دل دیوانهام زنجیر دوست
عقل در گنجینهٔ سر لوحی از تدبیر یارعشق در آیینهٔ جان عکسی از تقدیر دوست
شمع جانافروز خواهد کلبهٔ تاریک ماعشق عالمسوز خواهد حسن عالمگیر دوست
وادی عشق است چندانت عجب ناید نشاطبستهٔ فتراک دشمن بینی ار نخجیر دوست
مهر تابان را از آن دل خون کند کآمیختندمهر او با شیر ما و خون ما با شیر دوست