شمارهٔ ۲
بر سر کوی خرابات مقامیست مرانه غم ننگ و نه اندیشهٔ نامیست مرا
میروم تا چه کند مکرمت بادهفروشنقد جانی به کف و حسرت جامیست مرا
ای اسیران قفس گوش بدارید فرازبا شما از چمن قدس پیامیست مرا
دام بگشایی و جز سوی تو نگشایم گامکه بپا از دل سودازده دامیست مرا
با وجود تو دگر جای ملالت نبوددر همه دهر مگو غیر تو کامیست مرا
تو خداوند من و از تو همین لطفم بسکه مرا بینی و گویی که غلامیست مرا
ترک خود گیر اگرت هست سر دوست نشاطکه همین در دل غمدیده مقامیست مرا