گنج

شمارهٔ ۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اهرا۹ بیت
صبح شد برخیز و برزن دامن خرگاه راتاز سر بیرون کنیم این خفتن بیگاه را
ساقی گلچهره شاهد بین و غایب شمع رامهر عالمتاب طالع بین و غارت ماه را
آبی از ساغر بزن بر عشق و در مجمر بسوزحاصل این عقل غم افزای شادی کاه را
خرمی خواهی زمستی خواه و از بیدانشیکاسمان بی غم نماند خاطر آگاه را
عقل فکر آموز در عالم نشان از خود ندیدهم نبیند عشق عالم سوز جز الاه را
دیده ناپاک است تا شویی روان کن اشک راپرده افلاک است تا سوزی بر افروز آه را
خود حجاب عکس ماهی چند داری سر بچاهسر بر آر از چاه تا بر چرخ بینی ماه را
آبش از سر برگذشت ای همرهان آگه کنیدهم ملامتگوی عاشق هم سلامت خواه را
بر سر زلف درازش عمر بگذارم نشاطبو که پیوندی کنم این رشتهٔ کوتاه را