گنج

شمارهٔ ۱۲۷

قافیه: ننشد۵ بیت
دوش با یاد توام باز حکایت‌ها بودشکرها از تو و از خویش شکایت‌ها بود
بر من از تو ستمی نیست ولی بر ستمتستم است اینکه ندانی چه عنایت‌ها بود
با من از خشم عتابی ز لبت رفت ولیاز نگه‌های نهانیت حمایت‌ها بود
پرده برداشتنت پردهٔ دیگر بربستزیر تصریح تو ای دوست کنایت‌ها بود
سر افسانه نداری و دریغا که نشاطبا تواش هم به مراد تو حکایت‌ها بود