گنج

شمارهٔ ۱۲۳

بوی جان از نفس باد صبا می‌آیدیارب این باد بهاری ز کجا می‌آید
در ره عاشقی اندیشه ز گمراهی نیستکز پی گمشدگان راهنما می‌آید
رحمت خواجه به تقصیر دلیرت نکندگر به پاداش خطا باز عطا می‌آید
شمع بردار که مه حلقه‌زنان بر در ماامشب از روی تو جویای ضیا می‌آید
حاجتی دارد ازین دلشده پرسید که کیستکه به هرجا که روی او ز قفا می‌آید
منزل دوست از آن سوست که می‌رفت نشاطمنعمی هست به هرجا که گدا می‌آید