گنج

شمارهٔ ۱۲۱

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: رامد۶ بیت
بادهٔ عشق ترا دل جام شدپرتو روی ترا جان نام شد
زین سپس پیمان غم باید شکستنوبت پیمانه، عهد جام شد
در شمار خاصگان مردود ماستهر که او مقبول طبع عام شد
بی رخ و زلفش چهار بر ما گذشتتا شبی شد صبح و روزی شام شد
ترک بدخو سرکشی از سرنهاداندک اندک مرغ وحشی رام شد
در رهش گفتم فشانم جان نشاطآن هم اندر کار یک پیغام شد