شمارهٔ ۱۱۹
مژده ای دل که شهنشاه جهان باز آمدوانکه سر در قدمش سود سر افراز آمد
خواب بگذار ز سر طلعت خورشید دمیدبند بردار ز پا نوبت پرواز آمد
رخت تدبیر بر انداز که تقدیر رسیدرایت سحر نگون ساز که اعجاز آمد
مهلت رنج و تعب زود بانجام رسیدنوبت عیش و طرب خوشتر از آغاز آمد
پرده برداشت زرخ شاهد و مطرب بسرودنغمه در پرده ولی پرده در راز آمد
میرسد عید پس از موکب میمون سعیدعیش با عیش و طرب باطرب انباز آمد
نه همین در قدم شه غزل آراست نشاطبلبل آواز بر آورد که گل باز آمد