گنج

شمارهٔ ۱۰۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: نمیبرند۹ بیت
سوی جانان جانم از تن می‌برنداز قفس مرغی به گلشن می‌برند
با همند این خار و گل در باغ ولیکاین به ایوان آن به گلخن می‌برند
این سیه‌زلفان چو طراران شبدل ز مردم روز روشن می‌برند
تاب داده زلف و خواب‌آلوده چشمخوابم از سر، تابم از تن می‌برند
عاقلان آبی بر آتش می‌زنندعاشقان برقی به خرمن می‌برند
طاعت شاهم ز چوگان بسته دستکاین حریفان گوی از من می‌برند
خار این گلزار دامنگیر ماستگل هوسناکان به دامن می‌برند
شیر با زنجیر این طفلان شهرکو به کو برزن به برزن می‌برند
دل نداری ورنه این خوبان نشاطگر دل از سنگ است و آهن می‌برند