گنج

این همان دشت و من خسته همان نخجیرم

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یرم۴ بیت
این همان دشت و من خسته همان نخجیرمکه فکندی و گذشتی چو زدی با تیرم
بی‌تو ای دوست به من جای ملامت نبودکه فزونست ز اندازه همی تقصیرم
پای تدبیر من از کعبه و از دیر بریدتا کجا باز دگر سیر دهد تدبیرم
دور از کوی تو، بی‌سلسلهٔ موی تو، منکودک جمعه و دیوانهٔ بی‌زنجیرم