گنج

شمارهٔ ۵۰۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ورکشیده۱۲ بیت
آنی که به جان ناز تو را حور کشیدهخورشید به چشم از رخ تو نور کشیده
گیسوی تو ببریده کمند از دم افعیمژگان تو نیش از تن زنبور کشیده
آن رخ که خویش می چکد از زلف بناگوشگویی عرق از عنبر و کافور کشیده
از معنی فهم و دهن تنگ تو ادراکیک نکته بیان کرده سخن دور کشیده
بی دردتر از شیره جان ساخته صد بارخمار که این شیره انگور کشیده
کوی تو کنون وعده گه منتظران استدیریست که موسی قدم از طور کشیده
محروم ز دلجویی آن چشم سیاهممژگان تو بر گرد نگه سور کشیده
بسیار شد اندوه و عنا کی بود آخربینیم به صبح این شب دیجور کشیده
ایوب مگر چاره رنجوری ما راداند که ازین علت ناسور کشیده
آسوده جز از گوشه ویرانه نگردددیوانه که آزار ز معمور کشیده
افغان که به منزل نرساندیم ز مستیباری که دوچندان کمر مور کشیده
دل خستن و فریاد «نظیری » ز درونسترنجور نفس از دل رنجور کشیده