بخش ۵
ای ز داغ تو روان خون دل از دیدۀ حوربی تو عالم همه ماتمکده تا نفخهٔ صور
خاکبیزان به سر اندر سر نعش تو بناتاشکریزان به بر از سوگ تو شَعْرای عبور
ز تماشای تجلای تو مدهوش کلیمای سَرت سِرّ انا الله و سنان نخلهٔ طور
دیدهها گو همه دریا شو و دریا همه خونکه پس از قتل تو منسوخ شد آئین سرور
شمع انجم همه گو اشک عزا باش و بریزبهر ماتم زده کاشانه چه ظلمات و چه نور
پای در سلسله سجاد و به سر تاج یزیدخاک عالم به سر افسر و دیهیم و قصور
دیر ترسا و سر سبط رسول مدنیآه اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور
تا جهان باشد و بوده است که داده است نشانمیزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور
سر بیتن که شنیده است به لب آیهٔ کهفیا که دیده است بمشکات تنور آیهٔ نور
جان فدای تو که از حالت جانبازی تودر طف ماریه از یاد بشد شور نشور
قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوتحوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور
گوش خَضرا همه بر غلغلهٔ دیو و پریسطح غَبْرا همه پر ولولهٔ وحش و طیور
غرق دریای تحیر ز لب خشک تو نوحدست حسرت به دل از صبر تو ایوب صبور
مرتضی با دل افروخته لاحول کنانمصطفی با جگر سوخته حیران و حَصور
کوفیان دست به تاراج حرم کرده درازآهوان حرم از واهمه در شیون و شور
انبیا محو تماشا و ملایک مبهوتشمر سرشار تمنا و تو سرگرم حضور